تبليغاتX
lonely wolf

ایندپندنت: بخشی از عهد جدید که به تازگی در بین نسخه‌های قدیمی پاپیروس‌هایی کشف شده که دانشمندان موفق به خواندن آن‌ها شده‌اند، نشان می‌دهد برخلاف آن ‌چه پژوهشگران، شیطان‌پرستان و کشیشان تا به حال گمان می‌کردند، عدد شیطان 666 نیست. در این متون به دست آمده از عهد جدید عدد شیطان 616 ذکر شده است.
بخش جدیدی از سفر مکاشفات کتاب مقدس که به زبان یونانی باستان نوشته شده است و متعلق به اواخر قرن سوم است، از مجموعه پاپیروس‌های باستانی است که در اکسرینچوس مصر به دست آمده است. این پاپیروس‌ها به تازگی توسط نوعی تکنیک جدید عکاسی قابل خواندن شده‌اند. در حال حاضر گروهی از برجسته‌ترین متخصصین زبان‌های باستان و متون کلاسیک در حال کار بر این دست‌نوشته‌ها هستند و اخیرا موفق به رمزگشایی از آن‌ها و خواندن متن کامل این دست‌نوشته‌ها شده‌اند.
پروفسور دیوید پارکر، استاد مطالعات عهد جدید دانشگاه بیرمنگام، در این باره گفت: «عدد 616 هر چند اعتبار 666 را ندارد، اما با توجه به متون به دست آمده درست‌تر به نظر می‌رسد. این اعداد بر اساس ارزش حروفی تعیین می‌شود که در نام افراد به کار می‌رود. مسیحیان در آن دوران برای پنهان کردن نام‌های خود از قراردادهایی استفاده می‌کردند و نام خود را به عدد می‌نوشتند. 616، ارزش مجموع حروف نام امپراتور کالیگولا است.»
سفر مکاشفات را یکی از حواریون عیسی به نام یوحنا نوشته است و در آن 666 را نشانه دجال خوانده است. در آمریکا بنیادگرایان مسیحی در بخش آخرالزمان مراسم مذهبی خود این عدد را به عنوان ذکر تکرار می‌کرده‌اند.
پیتر گیلمور، کشیش اعظم کلیسای ساتن نیویورک، در مصاحبه‌ای گفت: «666 برای ما نماد ترس مسیحیان از آخرالزمان بود. اگر ثابت شود این عدد 616 است، از این به بعد 616 را تکرار می‌کنیم و در اصل ماجرا مشکلی پیش نمی‌آید.»

+ نوشته شده در  84/07/14ساعت 6 PM  توسط lonely wolf  | 

در دنیایی زندگی می کنیم که بشر با مشکلات و نگرانیهای روزمره و موقعیتهای شغلی و اجتماعی نامستحکمی روبرو است. او بر اثر این عوامل زیر فشارهای روحی و جسمی قرار دارد. اگر رابطه روحانی خوبی با خالق خود نداشته باشد احساس افسردگی و بی پناهی می کند.  او سعی دارد در این اقیانوس پر طلاتم زندگی، تکه چوبی یافته و امید نجاتش را برآن ببندد. چه بسا بر اثر درماندگی به فال بینان غیبگویان احضار کنندگان ارواح، جادوگران و یا طالع بینان پناه می برد تا از دهان این اشخاص خبر خوشی دریافت کند تا شاید روح تشنه اش سیراب شود و به این طریق تسلی یابد. در صورتی که یکی از رازهای مهم موفقیت بشر در زندگی دانستن کلام خدا و اطاعت از اوامر الهی و دعا در حضورش است زیرا فقط اوست که تسلی دهنده قلب ناآرام بشر می باشد.

 

برای روشن شدن مطلب، کلام خدا را در کتاب مقدس سفر تثنیه فصل 18 آیات 10 تا 13 را مورد بررسی قرار می دهیم. خدا می فرماید: " در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذراند (بین بت پرستان مرسوم بود که پسر یا دختر خود را بعنوان قربانی در آتش می سوزانیدند و تقدیم به خدایانشــــان  می کردند) نه فالگیر (کسیکه با وسائلی مانند ورق بازی ورق طاروت قهوه چای نخود یا شمع و غیره فالگیری کند) نه غیبگو (شخصی که با یکی از روشهای زیر  مانند خیره شدن در کره کریستالی، آونگ ، چوبدستی تخته الفباء ، کف بینی ،  تحقیق و دنبال کردن پرواز پرندگان و تعبیر خواب، غیبگویی کند) نه افسونگر  (کسی که افسون کند یعنی کلماتی را برای جادو کردن بکار ببرد)، نه جادوگر (کسیکه بعنوان جادوی سفید یا کشیدن اشکال، خطوط و یا جدولهایی روی تکه  کاغذ یا فلز، طلسم خوشبختی ، محافظت و یا دفع آزار و اذیت از انسانرا بکار برد   و یا جادوی سیاه تولید مشکل یا بدبختی برای شخص بنماید) ، نه ساحر (کسیکه سحر می کندآنهم نوعی جادوگری است) نه سئوال کننده از اجنه (اجنه در لغت بمعنی جمع جنین است ولی در زبان فارسی به غلط برای جمع جن استفاده  می شود. صاحب اجنه کسی است که با اجنها که ارواح شریر می باشند مشورت  می کند و به صاحبان اجنه ، مدیوم نیز می گویند یعنی کسی  که صاحب علم  احضار ارواح می باشد) ، نه رمال (شخصی که با وسیله ای بنام رمل  و اصطرلاب  فال بگیرد وپیشگویی کند)، و نه کسیکه از مردگان مشورت می کند (مقصود شخصی است که روح مرده را احضار می کند و این احضار روح توسط همان صاحبان اجنه یا مدیوم ها انجام می شود)، زیرا هر که اینکار را کند نزد خداوند ناپسند است و به سبب این آلودگیها یهوه خدایت آنها را از حضور تو اخراج می کند. نزد یهوه خدایت کامل باش.

 

تماس با فالگیران و غیبگویان و جادوگران راه را برای ورود ارواح شریر در شخص مختلف باز می کند.

 

کتاب مقدس بما تعلیم می دهد که این اعمال مورد قبول خدا نمی باشد و اخطار می کند اینگونه ارتباط ، شخص را تحت تاثیر شیاطین قرار می دهد. یکی از طرق بسیار معمولی نفوذ ارواح ، غیبگویی است و آن کوشش برای کسب اطلاعات در مورد آینده می باشد که بتوسط فال یا قدرت روح شریر انجام می شود و متاسفانه بین مردم و حتی هموطنان عزیز بسیار رواج یافته است.

کلام خدا درکتاب اشعیاء نبی فصل 8 آیه 19 چنین می فرماید: " چون به شما بگویند که از اصحاب اجنه و جادوگران که جیک جیک و زمزمه می کنند سئوال کنید گویید آیا قوم از خدای خود سئوال ننماید و آیا از مردگان بجهت زندگان سئوال باید نمود؟"

ملاحظه می فرمایید خدا به صراحت چنین افرادی را مرده یعنی بدون نجات محسوب می نماید. عیسی مسیح در انجیل یوحنا فصل 10 آیه 10 می فرماید:       " دزد نمی آید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند." شیطان و فرشتگان شریرش سعی دارند با ظاهری محترمانه روشهایی را بکار ببرند تا بشر را از طریق خدا منحرف کنند و آنها را از نجات و ورود به ملکوت آسمان بدور نکهدارند. خدا بطور واضح در کتاب سفر لاویان فصل 19 آیه 32 می فرماید:" به اصحاب اجنه توجه مکنید و از جادوگران پرسش منمایید تا خود را با ایشان نجس سازید من یهوه خدای شما هستم."

خداوند در فصل 20 آیه 6 همین کتاب ادامه می دهد: " کسی که به سوی صاحبان اجنه و جادوگران توجه نماید تا در عقب ایشان زنا کند (مقصود زنای روحانی است یعنی تجاوز نمودن از دستورات خدا) من روی خود را به ضد آن شخص خواهم گردانید و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت". خدا در همین فصل در آیه 27 به قوم اسرائیل دستور می دهد: " مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد البته کشته شودو ایشانرا به سنگ سنگسار کنید، خون ایشان بر خود ایشان است." در مسیحیت حکم قتل برای کسی صادر نشده ولی دستور اکید داده شده که از این اشخاص دوری جوییم و هیچگونه مشورتی باآنها انجام ندهیم.

شخصی که با مسائلی از قبیل فالگیری، غیبگویی، احضار ارواح و جادوگری آلوده شود نه فقط خود او زیر لعنت خدا قرار می گیرد بلکه مطابق کلام خدا این لعنت تا نسل سوم و چهارم در خانواده او ادامه خواهد یافت. پس باید توجه داشت که تماس با فالگیران و ساحران و جادوگران مسئله ساده ای نیست بلکه امری بسیار جدی و حساس می باشد که شخص متخلف و خانواده اش را تحت تاثیر و کنترل شریر قرار می دهد.

سرنوشت پادشاهی که روح مرده را احضار کرد

 

در کتاب مقدس می بینیم شائول اولین پادشاه اسرائیل که مرد خدا ترسی بود و زمانی تمامی جادوگران و صاحبان اجنه را بقتل رسانیده بود بر اثر اشتباهاتش خدا از روگردان شد و او وقتیکه می خواست با فلسطین جنگ کند از خدا طلب مشورت کرد اما به دعاهایش جوابی داده نشد. او به عوض اینکه خود ش را در حضور خدا تفتیش و تقدیس کند از زنی که صاحب اجنه بود تقاضا کرد روح سموئیل نبی را که در آن زمان مرده بود برایش احضار کند. آن زن به توسط جن، روح سموئیل را برای پادشاه احضار کرد تا از او پرستش نماید، وقتی روح سموئیل احضار شد گفت: " چرا مرا برآورده مضطرب ساختی؟"

در اینجا یک روح شریر خود را بجای سموئیل معرفی کرد زیرا مدیومها به هیچ وجه دسترسی به ارواح مرده را ندارند بلکه تمام تظاهرات متعلق به ارواح شریر می باشد. آنها از طرف شیطان ماموریت دارند که انسانها را فریب داده و زیر لعنت خدا قرار بدهند. این عمل یکی از دلایلی بود که خدا سلطنت را از شائول گرفت و به داود سپرد وشائول در گناه خودش هلاک شد.

+ نوشته شده در  84/07/13ساعت 4 PM  توسط lonely wolf  | 

داستانی خواندنی و عجیب از بازگشت ارواح:

دست موميايي ملكه 3 هزار ساله مصر زنده مي شود و انتقام خود را از كاهنان امروز مي گيرد عكس هايي كه همسر لويي هامان سياح معروف فرانسوي از روح ملكه عصيانگر مصر گرفته است و بازو بندهاي اهدايي وي در موزه لندن موجود است.
در يك جلسه سخنراني كه در حضور ملكه انگلستان برگزار مي شد، ملكه اليزابت از لرد ”هاليفاكس“ درخواست كرد تا يكي از خاطرات عجيب خود را كه تاكنون در جايي بازگو نكرده است. براي افراد حاضر در آن جلسه بيان كند. لرد ”هاليفاكس“ اين درخواست را پذيرفت و طي مقدمه كوتاهي اظهار داشت:

اخيراً فرهنگستان پادشاهي علوم در انگلستان موضوع بازگشت ارواج را مورد مطالعه قرار داده و از مردم انگلستان درخواست كرده بود كه آنچه اطلاعات درباره بازگشت مردگان دارند به فرهنگستان ارسال کنند كه بعضي از آنها حتي عكس ها و نقشه هايي را نيز جهت استناد ارسال كرده بودند. من قبل از بيان يك واقعه مستند شما را از تمسخر و تخطئه اين مساله برحذر مي دارم. به ويژه درباره حادثه اي كه برايتان حكايت خواهم كرد. زيرا علاوه بر من كنت ”لويي هامان“سياح و جهانگرد بزرگ فرانسوي كه افتخار حضورشان را در اين مجلس داريم و اكثر كشورهاي جهان را سياحت كرده است در اين مورد شهادت خواهد داد. به طوري كه ”لويي هامان“ مي گفت:

لرد”هاليفاكس“از ادامه صحبت خود منصرف شد و از سياح معروف فرانسوي خواهش كرد تا خودش روي صحنه بيايد و ماجراي دست خونين ملكه مصر را براي حضار تعريف كند. با تشويق حاضر ”لويي هامان“ پيش تربيون قرار گرفت و گفت:

باور كنيد نه به خاطر غرابت موضوع، چون خودم و همسرم شاهد اين قضيه هراس انگيز بوده ايم قادر به صحبت در اين باره نيستم. من از دوست عزيزم ”هاليفاكس“ خواهش مي كنم اين زحمت را از شانه ناتوان من بردارد و خودش به شرح موضوع بپردازد.

لرد ”هاليفاكس“ به اجبار رشته سخن را به دست گرفت و گفت:

”لويي هامان“ تا چند سال قبل كه دست موميايي شده اي كه حدود 3 هزار سال از مرگ صاحبش مي گذشت را در اختيار داشت و من از شخص او شنيده بودم كه چگونه و در چه شرايطي آن دست بريده را صاحب شده و به چه علتي ناگريز پس ازدو سال آن را از خود دور نموده است.

هنگام كشف مقبره ”توتان خامون“ در منطقه اي معروف به دره پادشاهان، مردم بومي مصر با خاطري آشفته و لحني هراسناك مي گفتند: چون اروپاييان به نام علم و دانش مقبره فرعون را شكافته اند و خواب 3 هزار ساله او را آشفته كرده اند فرعون ازآنان انتقام خواهد گرفت“.

حتي دانشمنداني كه از تاريخ فراعنه و مصر باستان اطلاعات عميقي داشتند و به هيچ وجه ترديدي در صحت اظهارات آنان نمي رفت از خودنمايي و انتقامجويي اشباح و ارواح حكاياتي باور نكردني كه خود شاهد آن بوده اند نقل مي كردند و مي گفتند:

”جسد موميايي شده يكي از فراعنه مصر در موزه مصر زنده شده و پس از يك سلسله عمليات ناپديد شده است“. حتي از وي فيلمبرداري هم كرده بودند. اما آنچه را كه من قصد دارم بگويم از آن هم عجيب تر است.

يك روز كه به خانه ”هامان“ رفته بودم ”لويي هامان“ براي من گفت:

اين دست موميايي شده را ”پاشا خديو اسمعيل“ يكي از پادشاهان مصري كه مدعي بود از نسل فراعنه مصر است به من هديه داده است . چون من بيماري مالارياي پاشا خديو اسمعيل را با داروهايي كه از فرانسه به همراه برده بودم درمان كرده بودم. او به عنوان قدرشناسي و اين كه هميشه به ياد او باشم اين دست موميايي شده را كه بازو بندي گران بها بر بازوي خود داشت. به من داد و گفت: اين هديه گرامي ترين و گرانبهاترين چيزي است كه در اختيار دارم و در تمام مصر نظير آن يافت نمي شود، زيرا اين دست متعلق به ”توتان خامون“ يكي از هفت دختر فرعوني است كه قبل از ”توتان خامون“ بر مصر سلطنت مي كرده است.

”توتان خامون“ كه اين دست موميايي شده به وي تعلق داشت بر عليه پدر خود دست به شورش زد و سرزمين هايي را نيز متصرف شد. اما كاهنان معابد او را به اتهام عصيان عليه پدر تكفير كردند و با سپاهيان معابد به فرعون پيوستند و شاهزاده خانم را شكست دادند. اما چون شانس ملكه عاصي بلند بود در ميان جنگ كشته شد و كاهنان براي اين كه او را به مجازات برسانند دست راست او را بريدند تا دست وي كه با شمشير عليه پدرش به حركت در آمده و باعث مرگ بسيار از مردم مصر شده بود در گور همراه پيكر او نياسايد و در نتيجه تا دنيا دنياست پيوسته در عذاب دايم باشد.

مصريان قديم عقيده داشتند: تمام اجزاء مردگان به ويژه رجال، فراعنه و افراد خاندان آنان در يكجا دفن شود تا دچار عذاب نشود، و حتي اگر يك بند انگشت هم از جسدي گم ميشد آنقدر جستجو مي كردند تا عضو گمشده را به جاي خودش بازگردانند.

تابوت ”توتان خامون“ در كناره دره فراعنه قرار داده شد. ولي طبق حكم كهنه معابد و سوگندي كه درباره مجازات او ياد كرده بودند،دست موميايي شده ملكه عاصي در تابوتش گذاشته نشده و مدت 30 قرن دست به دست مي گشت تا بالاخره از طريق ”پاشا خديو اسمعيل“ به من هديه شد و من نيز آن را به همراه خود به انگلستان آوردم و در سالن موزه شخصي خودم گذاشتم. ”لويي هامان“ كه به هيجان آمده بود و مثل اين بود كه طرز گفتار لرد ”هاليفاكس“ چندان راضي به نظر نمي رسيد، خودش ادامه داد ماجرا را بر عهده گرفت و گفت:

من شخصا به هر كجا كه مسافرت مي كردم،حتي در مسافرتهاي طولاني اين دست را از خود جدا نمي كردم چون هميشه وحشت داشتم كه مبادا به خاطر آن بازو بند قيمتي كه بر بازو دارد آن را از من سرقت كنند . يك روز كه در خانه مسكوني ام در ايرلند بودم متوجه شدم كه دست موميايي كه به سختي و استحكام چوب آبنوس و به رنگ تيره تنباكويي بود، تغيير وضع داده و انگشت سبابه اش را با وضع معناداري به طرف سقف اتاق نشانه رفته است.

لحظاتي چند با دقت به آن نگاه كردم و از خدمه و همسرم درباره علت اين مورد عجيب سوال كردم ولي آنها هم از علت آن تغيير حالت بي خبر بودند. ناگريز با فشار زيادي كه بر آن انگشت وارد آوردم آن را مجدداً به حال اولش بازگرداندم.

روز بعد با صداي جيغ يكي از خدمه به طرف سالن موزه ام دويدم. ابتدا فكر كردم سرقتي به اشياء موزه واردآمده است اما موضوع سرقت در كار نبوده با كمال تعجب ديدم كه گوشت و عضلات آن دست نرم شده است و در رگهاي آن خون وجود دارد و قطراتي از خون بر روي شيشه ميز چسبيده است. اكيداً غدغن كردم نه همسرم و نه مستخدمه ام در اين باره حرفي با كسي بزنند. زيرا توجيه اين مساله غير ممكن بود. اما در ماه ”مي“ سال بعد پس از مدتي كه دست ملكه عاصي مصر به حالت اوليه خود بازگشته بود مجدداً آثار حيات در آن ظاهر شده و خون تازه از آن مي چكيد.

وقتي به تقويم مراجعه كردم متوجه شدم اين اتفاق دقيقاً در روز بيست و دوم ماه مي هر سال اتفاق مي افتد و دست مرده زنده مي شود چون سال بعد در همان تاريخ دست را زير نظر گرفتم متوجه شدم آن دست موميايي شده مثل دودي از روزنه صندوق شيشه اي خارج شد. در اتاق را باز كرد ورفت و سحرگاه بازگشت و به همان صورت در صندوق جاي گرفت و شروع به زنده شدن نمود.

چون مي ترسيدم دچار جنون شده باشم از داستن كه از دوستانم بود و از پزشكي قانوني دكتر جانسون ولرد ”هاليفاكس“ عزيز دعوت كردم و از آنها كه دست موميايي شده ام را بارها در سالن موزه ام ديده بدند شگفت زده تاييد كردند كه آثار حيات كامل در آن دست موميايي موجود است و حال اين كه 3 هزار سال از موميايي شدن آن گذشته است .

”لويي ماهان“ يك گواهينامه رسمي از پزشكي قانوني و يك مجوز رسمي از دادستان و يك تاييد نامه رسمي از لرد ”هاليفاكس“ به حاضرين نشان داد كه اين ماجرا را تاييد مي كردند.

وقتي در آرشيو پليس اسكاتلند يارد وقايع شب تا صبح بيست و دوم ماه مي سه سال اخير بررسي شد، متوجه شديم دست موميايي به سراغ چند نفر مصري كه در نقاط مختلف كشورهاي فرانسه، آلمان و انگليس زندگي مي كرده اند رفته و آنها را به قتل رسانده است و چون پليس هر سه كشور نتوانسته اند رد پايي از قاتل بدست آورند نام وي را دست خفه كننده نهاده اند و شب هاي بيست و دوم ماه مي نيز گشت خود را چند نفره مي كنند. اما باز هم قتل طبق معمول رخ مي داد و هيچ رد پايي هم از قاتل بر جاي نمي ماند . در قانون انگلستان هم براي مجازات يك دست موميايي شده جنايتكار مجازاتي معلوم نشده بود و اصولاً اثبات اين مساله كاري غير ممكن بود.

در ماه اكتبر همان سال، به علت بروز انقلاب در ايرلند، زندگي در آن كشور بسيار دشوار شد. من و همسرم تصميم گرفتيم ايرلند را ترك كنيم و براي مدتی ساكن انگلستان بشويم تا اوضاع ايرلند بحران زده آرام گيرد. به همين منظور اموال و اجناس خود را بسته بندي كرده و به تدريج به لندن ارسال كرديم.

خدمه را نيز در شب آخر اقامتمان در ايرلند مرخص كرديم و من و همسرم تصميم گرفتيم روز بعد آن كشور را ترك كنيم اما در همين لحظه حيرت زده مشاهده كرديم از آن دست موميايي كه مجدداً زنده شده است خون مي ريزد. ما كه نمي توانستيم با آن كيفيت يك دست بريده خون آلود را به همراه خود از كشور خارج كنيم، به اتفاق همسرم تصميم گرفتيم آن را در آتش شومينه ديواري مان بياندازيم و خودمان را از شر نگهداري آن آسوده كنيم. من با ترس و لرز فراوان دست خون ريز را برداشتم و در حالي كه همسرم دعا مي خواند آن را در شومينه سوزان انداختيم.

”لويي هامان“ در حالي كه رنگ از چهره اش پريده و زبانش به لرزه افتاده بود، جرعه اي آب نوشيد و گفت: خداي من به محض اين كه دست را در آتش انداختيم واقعه اي رخ داد كه تا كسي به چشم نديده باشد نمي تواند باور كند،زيرا به عقل راست نمي آيد. ابتدا شيشه هاي در بزرگ تالار با صداي مهيبي شكست و ما تصور كرديم جمهوريخواهان و يا انقلابيون به خانه ما هجوم آورده اند. در حالي كه ازدر عقبي منزل قصد فرار داشتيم ناگهان در بلوطي و محكم تالار اصلي منزل تحت فشار فوق العاده اي شكست و با صداي مهيبي وسط تالار افتاد.

از جاي در كه از جاي كنده شده بود محوطه باغمان را كه نور ماه روشن شده بود ديديم روي سكويي زني كه فقط سر و شانه هايش پيدا بود بي حركت نشسته بود وقتي ما را متوجه خود ديد از جا برخاست و وارد سالن شد و مستقيماً به طرف آن اجاق رفت.

در روشنايي چراغ و آتش شومينه اندام وي كاملا ديده مي شد. روي سرش تاجي زرين مي درخشيد و بر اطراف آن انوار رنگارنگي ديده مي شد. گرداگرد آن ماري عظيم كه علامت خانوادگي فراعنه قديم مصر بود به چشم مي خورد كه حلقه زده،اما آماده حمله به نظر مي رسيد.

از كلاه و جواهرات كمربندش اشعه اي نوراني مي درخشيد كه نور چراغ و شعله آتش را تحت الشعاع قرار داده بود.

همسرم اشاره مرا دريافت و تند تند از او عكس مي گرفت. آن زن مقابل شومينه خم شد و بازوي چپ خود را در آن آتش سوزان فرو برد و دست راستش را كه ما در آتش انداخته بوديم برداشت و ما در نهايت وضوح ديدم كه دو دست خود را در بالاي سر به هم وصل كرد.

شاهزاده خانم زير اين شبح جز همان شاهزاده خانم باستاني عاصي مصر نبود. به عقب بازگشت. به در خروجي نزديك شد. لحظه اي با ديدگانش كه گويي در فضاي سالن بر جاي گذاشته بود به ما نگاه كرد و گفت: دوران 30 قرن مجازات من تمام شد. انتقام خود را نيز از اعقاب آن كاهنان خيانتكار گرفتم و اكنون آلوده به آرامگاه ابديم باز مي گردم . آنگاه دو بازو بند يكسان را از بازوان خود گشود و به طرف ما انداخت و رفت...

”لويي هامان” عكس ها و بازوبندها را به ملكه اليزابت تقديم كرد و با گزارشهاي ضميمه به موزه ملي انگلستان هديه شد. در حالي كه هنوز هم عده اي از حاضرين اين را يك داستان مي دانستند.

منبع : رنگين كمان

 

+ نوشته شده در  84/07/12ساعت 9 PM  توسط lonely wolf  | 

به نوشته يك روزنامه‌ايتاليايي باشگاه فوتبال آث ميلان ايتالياباپيشنهاد حمايت مالي اسراييل در قبال تبليغ براي گردشگري به‌آنجا مخالفت كرد.

روزنامه ايتاليايي" كوريره‌دالاسرا " در شماره روز چهارشنبه خودباانتشار اين خبرافزود: باوجودرد درخواست اسرائيلي‌هاازسوي باشگاه آث ميلان ايتاليا " آبراهام هيرچسون " وزيرگردشگري اسراييل هنوز نااميد نشده است.

به نوشته اين روزنامه وزير گردشگري رژيم اسراييل به دنبال آن است تا باميانجيگري آريل شارون كه دوست برلوسكوني نخست وزيرايتالياومالك باشگاه آث ميلان است ، بتواند اين قرارداد را امضا كند.

كوريره دلاسرا مي‌افزايد: وزارت گردشگري اسراييل به‌اين باشگاه‌ايتاليايي پيشنهاد كرده بود تا در قبال دريافت ‪ ۵۵۰‬هزار يورو كمك مالي، تماشاچيان آث ميلان را براي گردشگري به‌اسراييل تشويق كند كه‌اين پيشنهاد باجواب سرد و منفي اين باشگاه روبرو شد.

كوريره دلاسرا به نقل از روزنامه اسراييلي " معاريو " دليل رد اين پيشنهاد را دخالت‌هاي سياسي خوانده‌است ، ولي باشگاه‌آ ث ميلان ضمن تكذيب اين مطلب چنين عنوان كرده‌اند كه آنها قبلا قراردادي با وزارت گردشگري اسپانيا دراين موردامضا كرده‌اند.


 

+ نوشته شده در  84/07/12ساعت 2 PM  توسط lonely wolf  | 

قابل توجه اونهايی که دانشگاه رو کعبه ی آمال خودشون می دونند:

ضد حال يعنی... خروس خون پاشی ودو ساعت راهو بکوبی بری دانشگاه ،بعد وقتی برسی ببينی کلاسها هفته ی ديگه شروع می شه..!

ضد حال يعنی... توی اين يه هفته بيکاری هيچ کاری نداشته باشی تا انجام بدی.

ضد حال يعنی ... بعد از يه هفته بلند شی بری دانشگاه(باز هم قضيه خروس خون و اینا...)دوباره ببينی کلاسها تق ولقه و از ۷-۸ تا کلاسی که داری يکی دو تاش برگزار بشه.

ضد حال يعنی ... درسی رو که فکر می کردی بشی ۱۶-۱۷ ،وقتی توی برد(تابلو) نگاه کنی  ببينی جلوی اسمت زده ۲۵/۴!!!

ضد حال يعنی ... اسم اين درس باشه رياضی پيش دانشگاهی.

ضد حال يعنی... استاد ۸۰٪ کلاس رو بندازه وتو جزو همون ۸۰٪در صد باشی!!(رجوع شود به بالا)

ضد حال يعنی... اينکه استاد از قيافت خوشش نياد!

ضد حال يعنی...اين که  وقتی سر کلاس بر وبچ همون استاد رو اذيت می کردند تو دلت واسش سوخته باشه.

ضد حال يعنی...رياضی عمومی بشی ۵/۹ بعدش واسه بار دوم با ۵/۹ بیفتی!!!!

ضد حال يعنی ...برنامه های کلاسهات همش با هم تداخل داشته باشه.

ضد حال يعنی... شما که اين مطلب رو می خونين اين تصور رو بکنين که :«اينم ميخواد بگه ما هم ميريم دانشگاه»(ولی خدا وکيلی اين طور نيست)

ضد حال يعنی... اين که امروز با دوستت خداحافظی کنی، فردا اگهی فوتش رو سينه ديوار ببينی(البته اين بيشتر به فاجعه نزديکه!!تا هر چيز ديگه...)

اصلا ميدونين چيه... ضد حال يعنی دانشگاه !! اخه يکی نيست بگه بچه جون نونت نبود آبت نبود دانشگاه رفتنت چی بود.

اينا اون چيز هايی که توی اين روز های اخيرنصيب ما شده.اميدوارم که ديگه نصيب شما نشه! مخصوصا اون مورد آخر که داغ رفيق ديدن خيلی سخته

+ نوشته شده در  84/07/10ساعت 10 AM  توسط lonely wolf  | 

سلام .

اینبار در خدمتتونم با چند تا عکس جالب .

دوست دارم نظرتون بدونم.

میخوام بدونم شما هم وجود جن و روح و اشباح قبول دارین؟

البته نمیشه منکر این شد که به جز ما مخلوقاتیتو این جهان بیکران

 وجود دارن.

هرکسی چهره این مخلوقات یه جوری تصور میکنه اما اونا تصور نیستن

واقعیتآ و وجود دارن.

آیا تا حالا با چنین موجوداتی روبرو شدین؟

+ نوشته شده در  84/07/09ساعت 4 PM  توسط lonely wolf  | 

سلام.

یه خواننده جذاب دیگه.marilyn manson

اینم یه جور قیافس با یه جور صدای متفاوت.

مرلین وقتی بچه بود به جای مدرسه به کلیسا رفت و اونجا بزرگ شد.

نکته جالب توجه اینه که مرلین ضد مسیحیت و مسیح قبول نداره و به عبارتیuntichrist.

ولی گذشته از این حرفا شخصیت جالبی داره.

الان چیز بیشتری ازش یادم نمیادولی قول میدم به زودی بیوگرافی مرلین عزیز رو واستون ردیف کنم.

حالا یه آهنگ با عنوان this is the new shit رو واسه دانلود میذارم.

 

+ نوشته شده در  84/07/09ساعت 12 PM  توسط lonely wolf  | 

سلام.

تا حالا به این فکر کردین که چه خوانندهای رو دوست دارین و یا چه نوع  موسیقی به شما نشاط میده.

من با موسیقی راک حال میکنم و از صدای evanescence خوشم میاد.

یه track با عنوانgoing under واسه دانلود کردن میذارم.

دانلودش کنین پشیمون نمیشین چون صداش هم مثل چهرش زیباست.

برای دانلود اینجا کلیک کنین.اگه دانلود کردین و گوش دادین نظرتون بگین.

قابل توجه دوستای خوبم evanescence نهevanilson(خطاب به کسانی که ...........).

راستی اگه از خوانندهای خوشتون میاد بهم بگین تا واستون اگه تونستم آهنگاشو واسه دانلود بذارم.

+ نوشته شده در  84/07/09ساعت 0 AM  توسط lonely wolf  | 

 

 

سلام.

تا حالا واستون پیش اومده بدون اینکه کار اشتباهی کرده باشین مواخذه بشین؟

واسه من ای کم و بیش پیش میاد مثل نامه هایی که از طرف کمیته انظباتی میاد و هر تهمتی که دوس دارن بهم میزنن و منو الکی الکی بازی میدن و به عبارتی رو اعصابم راه میرن.

میخوام بدونم اگه کسی شمارو بدون اینکه کاری کرده باشین تو یه دادگاه و با یه قاضی محاکمه کنه چه حسی دارین و واسه اثبات بی گناهیتون چیکار میکنین؟

اگه میشه یکی از اتفاقهایی که واقعآ واستون افتاده بگین.

به قول قدیمیا :سر بیگناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره.

+ نوشته شده در  84/07/08ساعت 11 PM  توسط lonely wolf  |